جمهوری نوآوران
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
چه چیزی نوآوران را متفاوت میسازد؟
آیا نوآوران ژنتیک متفاوتی دارد؟ آیا تحقیقات واقعاً این ایده که نوآوری یک موهبت ژنتیکی است را تأیید میکنند؟
پژوهشها نشان داده اند که مهارتهای خلاقانه صرفاً ویژگیهای ژنتیکی اعطا شده در بدو تولد نیستند. بلکه این مهارتها میتوانند ایجاد شوند و پرورش یابند. گستردهترین مطالعهای که چنین ایدهای را تایید میکند، توسط گروهی از پژوهشگران به نام مرتون رزینکف، جورج دومینو، کارولین بریجز و مرتون هانیمون انجام گرفته است که تواناییهای خلاقانه را در ۱۱۷ جفت از دو قلوهای همسان و غیر همسان – بین ۱۵ تا ۲۲ ساله – مورد مطالعه قرار دادهاند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که تنها ۳۰ درصد از عملکرد دوقلوهای همسان در آزمونهای ۱۰ گانه سنجش خلاقیت میتواند ناشی از ژنتیک باشد. این در حالی است که تقریباً ۸۰ تا ۸۵ درصد از عملکرد دوقلوها در آزمونهای سنجش هوش عمومی (آی کیو) میتواند ناشی از مسائل ژنتیکی باشد. بنابراین، هوش عمومی (حداقل به شیوهای که دانشمندان آن را میسنجد) اساساً یک موهبت ژنتیکی است، اما خلاقیت این گونه نیست.
در مورد خلقیت، پرورش و تربیت بر طبیعت غلبه میکند. شش پژوهش دیگر دربارهی دوقلوهای همسان با موضوع خلاقیت، نتیجه رزینکف و همکاران را تأیید میکند. نهایتاً ۲۵ تا ۴۰ درصد از آنچه ما نوآورانه انجام میدهیم از ژنتیک سرچشمه میگیرد. این یعنی تقریباً دو سوم از مهارتهای نوآوری ما همچنان از طریق یادگیری کسب میشوند. (ابتدا درک مهارت، سپس تمرین و سرانجام اطمینان به ظرفیتهای خود برای خلاقیت).
اگر بپذیریم نوآوران، نوآور به دنیا نمیآیند بلکه پروش مییابند، پس چگونه که آنها چگونه به ایدههای جدید میرسند؟
عدهای از پژوهشگران با مطالعه روی ۵۰۰ نوآور در مقابل ۵ هزار مدیر، ۵ مهارت اکتشافی را شناسایی نمودن که نوآوران را از مدیران عادی متمایز میسازد. اول و مهمتر از همه، نوآوران مبتنی بر یک مهارت شناختی ایدههای جدید را تولید میکنند که آن را تفکر پیوندی (Association Thinking) مینامند. این سبک اندیشیدن زمانی رخ میدهد که ذهن تلاش میکند ورودیهای خود را به شیوهای جدید و تازه تلفیق کند. این ویژگی به نوآوران کمک میکند تا به وسیلهی پیوند دادن پرسشها، مسائل را ایدههای ظاهراً نامرتبط، مسیرهای جدید را کشف کنند. پیشرفتها و پیروزیهای نوآورانه، اغلب در تقاطع زمینهها و حوزههای دانشی مختلف روی میدهند. فرانس ژوهانسن این پدیده را به عنوان اثر مدیچی (Medici Effect) شرح میدهد که اشاره به انفجار خلاقیت در فلورانس در زمانی دارد که خانواده مدیچی، نوآورانی را از طیف وسیعی از حوزهها شامل، معماران، شاعران، ریاضی دانان، نقاشان و دانشمندان گرد هم میآوردند. زمانی که این افراد به یکدیگر میرسیدند، یکی از نوآورترین دورههای ایونتهای تاریخ را به وجود میآمد. به زبان ساده، متفکران نوآور، حوزهها، مسائل یا ایدههایی را به یکدیگر پیوند میدهند که دیگران آنها را غیر مرتبط میدانند. چهار مهارت اکتشافی دیگر، با کمک به گردآوری ایدههای مختلف، محرک تفکر پیوندی برای ظهور ایدههای نوآورانه هستند. این چهار مهارت رفتاری عبارتند از : پرسشگری، مشاهدهگری، شبکهسازی و آزمایشگری.
نوآوران مشاهدهگران پیگیری هستند. آنها به دقت به دنیای اطراف خود، شامل مشتریان، تولیدات، خدمات، فناوریها و شرکتها مینگرند و این مشاهدات به آنها کمک میکند نسبت به شیوههای جدید انجام کارها، نگرشهای نو و ایدههای جدید به دست آورند. سفر مشاهدهگری استیو جابز به مرکز تحقیقاتی زیراکس، منشأ بینشی بود که هم سبب خلق سیستم عامل مکینتاش و ماوس شد و هم سیستم عامل اُ اِ اِس ایکس فعلی اپل را پدید آورد.
نوآوران پرسشگری درجه یک هستند که شور و اشتیاق شدیدی برای کنجکاوی دارند. کنجکاوی آنها وضع موجود را مدام به چالش میکشد. یعنی درست همان کاری که استیو جابز با مطرح کردن سوال (چرا کامپیوتر به فن باید نیاز داشته باشه؟) انجام داد. آنها عاشق این سؤال هستند: (اگر اینکار را انجام دهیم، چه اتفاقی میافتد؟). نوآوران، مانند استیو جابز، سؤال میپرسند تا بفهمند الآن چیزها واقعاً چگونه هستند، چرا ایطور هستند و چطور میتوانند تغییر کنند یا کاملاً به هم بریزند. در مجموع، پرسشهای آنها بر انگیزانندهی نگرشها، ارتباطات، امکانات و مسیرهایی جدید است. یک بار شما به این موضوع دقت کنید. یک گفت و گوی معمولی، نسبت پرسشها به پاسخها در همهی نوآوران بالاتر است و علاوه بر این، پرسشهای آنها درست به اندازهی پاسخهای خوب ارزشمند هستند.
نوآوران زمان و انرژی زیادی را صرف آزمودن ایدهها در شبکهای متنوع از افراد با پیشینهها و دیدگاههای متفاوت میکنند. این شبکهها نه برای اهداف اجتماعی، بلکه برای کشف ایدههای نو از طریق گفتوگو با افراد دارای دیدگاههای مخالف شکل میگیرند.
برای مثال، آلن کی از اپل به استیو جابز پیشنهاد کرد با «دیوانههای سن رافائل» آشنا شود؛ منظورش اد کتمول و الوی ری از بخش گرافیک رایانهای شرکت Industrial Light and Magic بود. جابز که از کارشان شگفتزده شد، آن بخش را به قیمت ۱۰ میلیون دلار خرید، نامش را پیکسار گذاشت و بعدها با فروشش به ارزش ۱ میلیارد دلار، پایهگذار انقلابی در دنیای انیمیشن شد. اگر آن گفتوگو بین استیو و آلن شکل نمیگرفت، شاید پیکسار و آثاری مانند Toy Story و Wall-E هرگز ساخته نمیشدند.
نوآوران مصرانه در پی آزمودن تجربههای جدید و اجرای آزمایشی ایدههای نو هستند. آزمایشگران همواره دنیا را به صورت ذهنی و تجربی موشکافی میکنند و پیوسته در حال طرح فرضیه و آزمودن آنها هستند. آنها به مکانهای جدید سر میزنند، چیزهای جدید را امتحان میکنند، به دنبال اطلاعات جدید هستند و میآزمایند تا چیزهای جدید بیاموزند. برای مثال سراسر عمر استیو جابز را میتوان آزمودن تجربههای جدید در زندگی دانست. از مراقبه و زندگی در یک معبد در هند گرفته تا شرکت کردن در یک کلاس خوشنویسی در کالج رید. تمامی این تجربههای متفاوت بعداً موجب خلق ایدههایی برای نوآوریهای رایانه اپل شدند.
دی اِن اِی نوآوری
در مجموع، این چهار مهارت رفتاری (پرسشگری، مشاهدهگری، شبکهسازی، آزمایشگری) و یک مهارت شناختی (تفکر پیوندی) عناصر تشکیل دهندهی چیزی هستند که ما آن را دی ان ای نوآوری (Innovation DNA) یا رمز خلق ایدههای نوآورانهی کسبوکار مینامیم.
دلیل اینکه برخی از مردم بیشتر از دیگران چیزها را به هم پیوند میدهند تا حدودی آن است که مغز آنها به این شکل سیمکشی شده است. اما دلیل اصلیتر این است که آنها مدام مشغول مهارتهای رفتاری نظیر سؤال پرسیدن، مشاهده، شبکهسازی، آزمایشهستند. این رفتارها تسریع کننده تفکر پیوندی هستند. البته پرسشی که مطرح میشود این است که چرا برخی از افراد بیشتر از دیگران مشغول این چهار مهارت هستند؟ در پاسخ میتوان گفت که آنها جرأت نوآوری دارند. آنها با ذهنیت رادیکالی که دارند خواهان آن هستند که رسالت تغییر دادن را بر عهده بگیرند و خطر کنند تا وضع موجود را تغییر دهند.
رشتهی دی اِن اِی جمهوری نوآوران
یک جمع بینظیر از دی اِن اِی های مشابه
هر عکسی در این رشته دی ان ای مشاهده میکنید، برای خودش یک کتاب جذاب برای خوندن داره از زندگی پر رنج مشقتی که داشته. ما این جمع خفن رو شناسایی کردیم، دوستیهای عمیق باهاشون شکل دادیم و هر کدوم در حوزهی تخصصی خودشون جزء صاحب نظرانی برجسته هستند. اگر با خوندن متنهای بالا به این نتیجه رسیدی که دی ان ای مشابهی داری، میتونی درخواست بدی تا عکست کنار بقیه این خفنها بیاد. روی هر عکس که کلیک کنی یک صفحه میاد که داستان اون نوآور برجسته رو میتونی بخونی.
شاید فکر کنید زوده برای اینکه عکستون بیاد اینجا…
ولی ما میتونیم ژنتیک نوآوری رو در شما ایجاد میکنیم
اگر فکر میکنی وقتشه دکمه زیر رو فشار بده و شماره تماست رو برامون بفرست تا بهت زنگ بزنیم